توضیحات
دهمین کتاب از مجموعۀ 14جلدی «چهارده خورشید، یک آفتاب» که به زندگی امام رضا(ع) میپردازد. کمتر کسی از جزییات زندگی پرفرازونشیب ایشان و فضائل معرفتی و اخلاقیشان خبر دارد. در این کتاب سعی شده است با زبانی مناسب و روان و در قالب داستانی، بخشی از زندگی پر از خیر و برکت امام هشتم روایت شود.
برشی از کتاب:
پیرمرد سرش را انداخته بود پایین. خجالت می کشید و معذرت خواهی می کرد. امام با لبخند دلداریش می دادند. رفته بود حمام, امام را نشناخته بود. کمک خواسته بود, امام هم پشتش را حسابی لیف کشیده بودند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.